محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

74

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

خورده‌اند . » « 1 » بنابراين هرگاه علم و آگاهى به راهكارى عملى منتهى نشود ، نمىتوان آن را علم خواند ، در تأييد اين باور روايات فراوانى از امامان اهل بيت عليهم السّلام نقل شده كه برخى از آنها را كلينى در اصول كافى آورده است . ديدگاه امام عليه السّلام از يك جهت با اعتقاد پراگماتيست‌هاى آمريكا هم‌خوانى دارد كه مىگويند : « هر انديشه‌اى از هر نوعى كه باشد ، با سود و زيانى كه بر آن مترتب مىگردد ، سنجيده مىشود . هر انديشه‌اى كه مفيد و سودمند باشد ، حق و درست است و هر انديشه‌اى كه فايده‌اى بر آن مترتب نشود ، باطل و نادرست است و نه دين و علم و تربيت و ادب و هنر و فلسفه و نه هيچ يك از ديگر ارزش‌ها ، درستى و نادرستى افكار و اعمال را تعيين نمىكنند . » از همين جا مىتوان به نقطه اختلاف پراگماتيسم ( عمل‌گرايى ) و عقيده امام عليه السّلام نيز دست يافت . عمل مورد نظر امام عليه السّلام ، ضرر و زيانى را نه به خود و نه به ديگران وارد نمىسازد و در چهارچوب حلال و حرام خداوند قرار دارد . اما از نظر عمل‌گرايى تمام ابزارها تا زمانى كه هدف مورد نظر را تأمين مىكنند ، درست هستند و منفعت‌گرايى بدون توجه به اصول و ارزش‌ها ، اصالت دارد . ترتيب مباحث روش اين كتاب در شرح نهج‌البلاغه مانند كتاب تفسير كاشف است . ابتدا به واژه‌شناسى يك بند از خطبه پرداخته شده و پس از آن ، ساختار ادبى جملات و شرح و تفسير آنها مورد بررسى قرار مىگيرد . در شرح و تفسير ، همچون شيوه پيشينيان در تفسير قرآن ، جمله به جمله سخنان امام عليه السّلام تفسير

--> ( 1 ) . حياة جابر بن حيان التوحيدى : 268 .